سلام
ببخشید که من به خیلی ها که تو این وبلاگ نظر دادم سر نزدم
اگه بعداً وقت کردم حتماً به همشون سر می زنم
یه چندتایی آپیدم
برید حال کنید
موفق باشید راستی نظر یادتون نره ها
ببخشید که دیر به دیر آپ می کنم
همیشه غم انگیزترین و سخت ترین لحظات رو کسی واست می سازه که زیبا ترین و شیرین ترین لحظات رو واست ساخته بود
یه روزی یه روز گاری
حرف بین ما نگاه بود
عشق و نقاشی می کردیم
نقش ما خورشید و ماه بود
بعد از اون واژه نوشتیم
جملمون ستاره چین بود
مثل دریا آبی بودم
معنی زندگی این بود
سوختم و سوختم و ساختم هر چی داشتم به پات باختم
کاش تو رو از روز اول مثل امروز می شناختم.

انقدر دوست دارم بشنوی خندت می گیره
تو نگاه می کنی و دلم تو چشمات می میره
انقدر دوست دارم دیوونه بازی می کنم
کلکم شاکی نشو من تو رو راضی می کنم.
منم این خسته دل درمانده
به تو بیگانه پناه آورده
منم آن از همه دنیا رانده
در رهت هستی خود گم کرده
از ته کوچه مرا می بینی
می شناسی ام و در می بندی
شاید ای با غم من بیگانه
بر من از پنجره ای می خندی
با تو حرفی دارد دل خسته و بیمارم
جز تو ای دور از من از همه بیزارم

اگه سبزم اگه جنگل
اگه ماهی اگه دریا
اگه اسمم همه جا هست
روی لبها توی کتابا
اگه رودم رود گنگم
مثل مریم اگه پاکم
اگه نوری به صلیبم
اگه گنجی زیر خاک
واسه تو قد یه بر گم
پیش تو راضی به مرگم
اگه پاکم مثل معبد
اگه عاشق مثل هندو
مثل بندر واسه قایق
واسه قایق مثل پارو
اگه عکس چهل ستونم
اگه شهری بی حصار
واسه آرش تیر آخر
واسه جاده یه سوار
واسه تو قد یه برگم
پیش تو راضی به مرگم
اگه قیمتی ترین سنگ زمینم
توی تابستون دستای تو برفم
اگه حرفای قشنگ هر کتابم
برای اسم تو چندتا دونه حرفم
اگه سیلم پیش تو قد یه قطره
اگه کوهم پیش تو قد یه سوزن
اگه تن پوش بلند هر درختم
پیش تو اندازه دگمه ی پیرهن
واسه تو قد یه برگم
پیش تو راضی به مرگم

اینم یک عکس تقدیم به شما دوست داشتنی ها

اینم یک عکس بی ربط

دوستون دارم یه عالمه هر چی بگم بازم کمه
موفق باشید ![]()
![]()