نمی دونم!
عکس های راننده های ماشین یکسری کشورهای مختلف(زیاده واسه همین بقیه اش در ادامه مطلبه)

نظر یادتون نره !!! اگه می خواهید تند تند آپ کنم!!!!
ادامه مطلب
عکس های راننده های ماشین یکسری کشورهای مختلف(زیاده واسه همین بقیه اش در ادامه مطلبه)

نظر یادتون نره !!! اگه می خواهید تند تند آپ کنم!!!!



راستی خواهشاً اینقدر دل گرفته و ناراحت نباشید شاد باشید
یه کم هم نظر بدید که یه دلخوشی داشته باشم
امروز چی بذارم حال کنید
هیچی ندارم
حالا چرا ناراحت می شی واسا برم یه چیزه با حال پیدا کنم!!!!!~~~~
آهان پیدا کردم
اول چند کاریکاتور باحال!!!!




و حالا چند روش برای ... خودتون ببینید!!!!!




خوب دیگه بسه
شاد باشید و ~~
همگی موفق باشید!!!!!
فرق دخترا و پسرا در پول گرفتن از عابر بانک
پسر ها :
با ماشين ميرن به بانک، پارک ميکنن، ميرن دم دستگاه عابر بانک
کارت رو داخل دستگاه ميذارن
کد رمز رو ميزنن، مبلغ درخواستی رو وارد ميکنن
پول و کارت رو ميگيرن و ميرن
دخترها :
با ماشين ميرن دم بانک
در آينه آرايششون رو چک ميکنن
به خودشون عطر ميزنن
احتمالاً موهاشون رو هم چک ميکنن
در پارک کردن ماشين مشکل پيدا ميکنن
در پارک کردن ماشين خيلی مشکل پيدا ميکنن
بلاخره ماشين رو پارک ميکنن
توی کيفشون دنبال کارتشون ميگردن
کارت رو داخل دستگاه ميذارن، کارت توسط ماشين پذيرفته نميشه
کارت تلفن رو ميندازن توی کيفشون
دنبال کارت عابربانکشون ميگردن
کارت رو وارد دستگاه ميکنن
توی کيفشون دنبال تيکه کاغذی که کد رمز رو روش ياداشت کردن ميگردن
کد رمز رو وارد ميکنن
۲دقيقه قسمت راهنمای دستگاه رو ميخونن
کنسل ميکنن
دوباره کد رمز رو ميزنن
کنسل ميکنن
دوست پسرشون رو صدا ميزنن که کد صحيح رو براشون وارد کنه
مبلغ درخواستی رو ميزنن
دستگاه ارور (خطا) ميده
مبلغ بيشتری رو درخواست ميکنن
دستگاه ارور (خطا) ميده
بيشترين مبلغ ممکن در خواست ميکنن
انگشتاشون رو برای شانس رو هم ميذارن
پول رو ميگيرن
برميگردن به ماشين
آرايششون رو توی آينه عقب چک ميکنن
توی کيفشون دنبال سويچ ماشين ميگردن
استارت ميزنن
پنجاه متر ميرن جلو
ماشين رو نگه ميدارن
دوباره برميگردن جلوی بانک
از ماشين پياده ميشن
کارتشون رو از دستگاه عابر بانک بر ميدارن. (حواس نمیذار برای آدم
سوار ماشين ميشن
کارت رو پرت ميکنن روی صندلی کنار راننده
آرايششون رو توی آينه چک ميکنن
احتمالاً يه نگاهی هم به موهاشون ميندازن
مندازن توی خيابون اشتباه
برميگردن
ميندازن توی خيابون درست
پنج کيلومتر ميرن جلو
ترمز دستی رو آزاد ميکنن. (ميگم چرا انقدر يواش ميره)
...
دختر ها و پسر ها چگونه نیمرو درست می کنند
دخترها
توی ماهيتابه روغن ميريزن
اجاق گاز زير ماهيتابه رو روشن ميكنن
- تخم مرغها رو ميشكنن و همراه نمك توی ماهيتابه ميريزن
چند دقيقه بعد نيمروی آماده رو نوش جان ميكنن
پسرها
توی كابينتهای بالايی آشپزخونه دنبال ماهيتابه ميگردن
توی كابينتهای پايينی دنبال ماهيتابه ميگردن و بلاخره پيداش ميكنن
ماهيتابه رو روی اجاق گاز ميذارن
توی ماهيتابه روغن ميريزن
توی يخچال دنبال تخم مرغ ميگردن
يه دونه تخم مرغ پيدا ميكنن
چند تا فحش ميدن
دنبال كبريت ميگردن
با فندك اجاق گاز رو روشن ميكنن و بوی سركه همراه دود آشپزخونه رو بر ميداره
ماهيتابه رو ميشورن (بگو چرا روغنش بوی ترشی ميداد!
ماهيتابه رو روی اجاق گاز ميذارن و توش روغن واقعی ميريزن
تخم مرغی كه از روی كابينت سر خورده و كف آشپزخونه پهن شده رو با دستمال پاك ميكنن
چند تا فحش ميدن و لباس ميپوشن
ميرن سراغ بقالی سر كوچه و 20 تا تخم مرغ ميخرن و برميگردن
تلويزيون رو روشن ميكنن و صداش رو بلند ميكنن
روغن سوخته رو ميريزن توی سطل و دوباره روغن توی ماهيتابه ميريزن
تخم مرغها رو ميشكنن و توی ماهيتابه ميريزن
دنبال نمكدون ميگردن
نمكدون خالی رو پيدا ميكنن و چند تا فحش ميدن
دنبال كيسهء نمك ميگردن و بلاخره پيداش ميكنن
نمكدون رو پر از نمك ميكنن
صدای گزارشگر فوتبال رو ميشنون و ميدون جلوی تلويزيون
نمكدون رو روی ميز ميذارن و محو تماشای فوتبال ميشن
بوی سوختگی رو استشمام ميكنن و ميدون توی آشپزخونه
چند تا فحش ميدن و تخم مرغهای سوخته رو توی سطل ميريزن
توی ماهيتابه روغن و تخم مرغ ميريزن
با چنگال فلزی تخم مرغها رو هم ميزنن
صدای گــــــــــل رو از گزارشگر فوتبال ميشنون و ميدون جلوی تلويزيون
سريع برميگردن توی آشپزخونه
تخم مرغهايی كه با ذرات تفلون كنده شده توسط چنگال مخلوط شده رو توی سطل ميريزن
ماهيتابه رو ميندازن توی سينك
دنبال ظرفهای مسی ميگردن
قابلمهء مسی رو روی اجاق گاز ميذارن و توش روغن و تخم مرغ ميريزن
چند دقيقه به تخم مرغها زل ميزنن
ياد نمك ميفتن و ميرن نمكدون رو از كنار تلويزيون برميدارن
چند ثانيه فوتبال تماشا ميكنن
ياد غذا ميفتن و ميدون توی آشپزخونه
روی باقيماندهء تخم مرغی كه كف آشپزخونه پهن شده بود ليز ميخورن
چند تا فحش ميدن و بلند ميشن
نمكدون شكسته رو توی سطل ميندازن
قابلمه رو برميدارن و بلافاصله ولش ميكنن
چند تا فحش ميدن و انگشتهاشون كه سوخته رو زير آب ميگيرن
با يه پارچهء تنظيف قابلمه رو برميدارن
پارچه رو كه توسط شعله آتيش گرفته زير پاشون خاموش ميكنن
نيمروی آماده رو جلوی تلويزيون ميخورن و چند تا فحش ميدن
موفق باشید !!
اینم اولیش
شرایط و ویژگی های بچه مثبت
بچه مثبت قد متوسطي دارد با چشم هاي قهوه اي ( در مواردي چشم روشن هم ديديه شده است )
بچه مثبت فرق باز نمي کند ، ژل نمي زند ، هيچ وقت مدل تيفوسي و تن تني و ... را روي کله اش امتحان نکرده است . موهايش را به يک طرف سرش شانه مي کند و مي خواباند .
بچه مثبت اگر کوسه نباشد ريش دارد ، اگر اهل ريش زدن باشد عمرآ ريش تنها يا خط ريش باريک يا پازلقي بلند را امتحان نکرده است .
بچه مثبت پيراهن پارچه اي ساده مي پوشد ، گاهي چهارخانه و راه راه ، گاهي وقتها که غلظت آلاينده خلافش بالا بزند آستين کوتاه هم مي پوشد .
در بيشتر موارد شلوار پارچه اي راسته مي پوشد ، گاهي کتان و در موارد بسيار معدودي شلوار جين . او تا حالا شلوار هفت هشت جيب نپوشيده .
کفش هاي بچه مثبت از همين کفش هاي چرمي مردانه است ، گاهي هم کفش ورزشي مي پوشد ، اما نه در رنگ هاي اجق وجق .
کمربند مي بندد و ساعت بند چرمي .
بچه مثبت کتاب مي خواند . هفته اي يکي دوتا هم نشريه مي خرد . گاهي وقتها شعر مي گويد يا داستان مي نويسد .
بچه مثبت خلاف نيست . پايش را از محله بيرون نمي گذارد . پاتوقش نه زير چراغ برق است ، نه سالن بدن سازي ، نه کافي نت . خيلي که دست از پا خطا کند مي رود کتابخانه يا ويدئو کلوپ .
کسي به بچه مثبت سيگار تعارف نمي کند ، پيشنهادهاي اين چنيني را هم رد مي کند . علي الاصول اهل خلاف ملاف نيست .
بچه مثبت گاهي عاشق مي شود . عاشق دختر دايي يا دختر خاله اش . از همان اول هم به ازدواج فکر مي کند . بلد نيست نامه عاشقانه بنويسد ، بنابراين از شعر زياد استفاده مي کند .
معدل بچه مثبت الف است . جزوه هايش مرتب و هميشه توي کلاس رديف اول مي نشيند . بچه مثبت فکر م
با حال بود نه ؟
نظر بدینا
حالا اینم دومیش
دخترا اصلا اين کارا رو نميکنن!!!
۱.دخترا اصلا بيني ها شون رو عمل نمي کنن
۲. هيچ وقت موهاشون رو طلايي نمي کنن مادر زادي مش شده است
4. هيچ وقت به هم ديگه چپ چپ نگاه نمي کنن واز حسودي نمي ترکن
5. تمام طلا جواهراشون اصل اصله
6. هرگز قبل از ازدواج ابر هاشون رو بر نمي دارن عمرا بردارن کي گفته بر مي دارن نه بابا بر نمي
دارن که مرتبش مي کنن
7. بي اجاز ه بابا مامان هيچ وقت بيرون نمي رن
8. به بهانه کتابخونه يا درس خوندن با دوستشون که با يه پسر نمي رن بيرون باورکنين
وای اصلاْ این کارارو نمی کنن اصلاْ![]()
و اینهم آخریش برای این پست
روش های درس خواندن دختر پسرها
دخترها:
بعضي از اونا واقاً مي خونند وقتي ميرن سر كتاب تا يكي دو ساعت ديگه كلشونو از كتاب بر نمي دارند . عادت دارند زير مطالب كتاب خط بكشند كه بعدا بخونند
بعضي هاشون هم كه مثلا درس مي خونند كتاب جلوشونه چشمشون هم روي كتابه ولي حواسشون يه جاي ديگست ...
يه عده اي هم هستند كه به بهونه اينكه مشكل دارن زنگ ميزنند خونه دوستشونو دوستشون هم از خدا خواسته حدود يك ساعت و اندي به طوري كه اشك و دود تلفن در مياد براي هم قصه بي بي چساره تعريف مي كنند.
و اما پسر ها:
يا درس نمي خونند يا وقتي مي خواند بخونند بايد حسش بياد. وقتي حسش مياد كه شب امتحانه ...
يه كم كه درس خوندند يه موردي پيش مياد و بهش خيره مي شوند
و به يه چيزي فكر مي كنند بعد انگار كه درس خوندند بلند ميشند ميرن استراحت مي كنند بعد از يك ساعت استراحت دوباره ميرند ميشينند فكر مي كنند . وقتي فكرشون تموم شد كتاب را ورق ميزنند يه كم براندازش ميكنند وزنش مي كنند استخاره مي كنند براي خودشون تقسيمش مي كنند ميگند تا ساعت فلان اينقدر مي خونم تا ساعت فلان اينقدر بعد ميرن استراحت كنند . حين استراحت حسشون تموم ميشه
حال ندارند برند بخونند ولي چون مي دونند فردا امتحان دارند پا ميشند ميرند سر كتابشون.
همينجور كه مي خونند هيچي حاليشون نيست چون جاي ديگه فكر مي كنند(لازم به ذكر است كه هيچ وقت در هيچ موقعيتي فكر نمي كنند فقط موقع درس خوندن فكرشون مياد) بعد از نيم ساعت دوباره ميرن استراحت، بعد سه ربع استراحت مي بينند خيلي دير شده .دوباره ميرنند درس بخونند اين بار مي خونند يه چيزايي هم ياد ميگيرند ولي چيزايي كه ياد نمي گيرند را ميذارند كه فردا از دوستاش بپرسند يه كم به معلمشون فحش ميدند مي گند اينارو درس نداده . خلاصه آخرش نميرسند كتاب را تموم كنند فردا ميرند ميبينند كه دوستاشون يه چيزايي مي گند كه تا حالا به گوششون نخورده بعد اعصابشون خرد ميشه اونايي هم كه خونده بودند يادشون ميره به همين سادگي
امیدوارم لذت برده باشید
موفق باشید ![]()

می بینی دنیا رو!!!!!

ای بابا این چه ...

وای چه باحاله


خوب دیگه تموم شد
نظر یادتون نره
موفق باشید!!!
سلام بالاخره من دوباره برگشتم
ایشالا همتون خوب باشید
بچه چیه حالا تا می بینید من نیستم نمی یایید و نظرم نمی دید
بیبینم ایندفعه چی کار می کنید
خوش باشید و موفق !!!![]()
![]()
![]()
ببخشید که دیر به دیر آپ می کنم
همیشه غم انگیزترین و سخت ترین لحظات رو کسی واست می سازه که زیبا ترین و شیرین ترین لحظات رو واست ساخته بود
یه روزی یه روز گاری
حرف بین ما نگاه بود
عشق و نقاشی می کردیم
نقش ما خورشید و ماه بود
بعد از اون واژه نوشتیم
جملمون ستاره چین بود
مثل دریا آبی بودم
معنی زندگی این بود
سوختم و سوختم و ساختم هر چی داشتم به پات باختم
کاش تو رو از روز اول مثل امروز می شناختم.

انقدر دوست دارم بشنوی خندت می گیره
تو نگاه می کنی و دلم تو چشمات می میره
انقدر دوست دارم دیوونه بازی می کنم
کلکم شاکی نشو من تو رو راضی می کنم.
منم این خسته دل درمانده
به تو بیگانه پناه آورده
منم آن از همه دنیا رانده
در رهت هستی خود گم کرده
از ته کوچه مرا می بینی
می شناسی ام و در می بندی
شاید ای با غم من بیگانه
بر من از پنجره ای می خندی
با تو حرفی دارد دل خسته و بیمارم
جز تو ای دور از من از همه بیزارم

اگه سبزم اگه جنگل
اگه ماهی اگه دریا
اگه اسمم همه جا هست
روی لبها توی کتابا
اگه رودم رود گنگم
مثل مریم اگه پاکم
اگه نوری به صلیبم
اگه گنجی زیر خاک
واسه تو قد یه بر گم
پیش تو راضی به مرگم
اگه پاکم مثل معبد
اگه عاشق مثل هندو
مثل بندر واسه قایق
واسه قایق مثل پارو
اگه عکس چهل ستونم
اگه شهری بی حصار
واسه آرش تیر آخر
واسه جاده یه سوار
واسه تو قد یه برگم
پیش تو راضی به مرگم
اگه قیمتی ترین سنگ زمینم
توی تابستون دستای تو برفم
اگه حرفای قشنگ هر کتابم
برای اسم تو چندتا دونه حرفم
اگه سیلم پیش تو قد یه قطره
اگه کوهم پیش تو قد یه سوزن
اگه تن پوش بلند هر درختم
پیش تو اندازه دگمه ی پیرهن
واسه تو قد یه برگم
پیش تو راضی به مرگم

اینم یک عکس تقدیم به شما دوست داشتنی ها

اینم یک عکس بی ربط

دوستون دارم یه عالمه هر چی بگم بازم کمه
موفق باشید ![]()
![]()
آره دیگه حالا من سر نمی زنم شما هم نباید سر بزنید![]()
از دستتون خیلی ناراحتم البته یه چند نفر خیلی با حالن که سر زدند![]()
ببینم می تونید از دلم در بیارید یا نه ( با نظراتون ) ![]()
""اولین آپ بعد از مدتی""![]()
چه قدر این بانمکه ![]()
راستی اینا سایز بزرگه ها می خوای با سایز اصلی ببینی روش کلیک کن ![]()
من که خوشم اومده شما چطور ؟ ![]()
دیگه تموم شد
موفق باشید ![]()
سيزده خط برای زندگی
يک
دوستت دارم ... نه به خاطر شخصيت تو
بلکه بخاطر شخصيتی که من در هنگام با تو بودن پيدا ميکنم .
دو
هيچکس لياقت اشکهای تو را ندارد
و کسی که چنين ارزشی دارد باعث اشک ريختن تو نميشود .
سه
اگر کسی تو را آنطور که ميخواهی دوست ندارد
به اين معنی نيست که تو را با تمام وجودش دوست ندارد .
چهار
دوست واقعی کسی است که دستهای تو را بگيرد
ولی فلب تو را لمس کند .
پنج
بدترين شکل دلتنگی برای کسی آن است
که در کنار او باشی و بدانی که هرگز به او نخواهی رسيد .
شش
هرگز لبخند را ترک نکن
حتی وقتی ناراحتی ...
چون هر کس امکان دارد عاشق لبخند تو شود .
هفت
تو ممکن است در تمام دنيا فقط يک نفر باشی ...
ولی برای بعضی افراد تمام دنيا هستی .
هشت
هرگز وقتت را با کسی که حاضر نيست وقتش را با تو بگذراند . نگذران .
نه
شايد خدا خواسته است که ابتدا بسياری از افراد نامناسب را بشناسی
و سپس شخص مناسب را ...
به اين ترتيب وقتی او را يافتی ، بهتر می توانی شکر گذار باشی .
ده
به چيزی که گذشت غم مخور
به آنچه پس از آن آمد لبخند بزن .
يازده
هميشه افرادی هستند که تو را می آزارند
با اين حال همواره به ديگران اعتماد کن
و فقط مواظب باش که به کسی که تو را آزرده دوباره اعتماد نکنی
دوازده
خود را به فرد بهتری تبديل کن و مطمئن باش
که خود را می شناسی قبل از اينکه شخص ديگری را بشناسی
و انتظار داشته باشی او تو را بشناسد .
سيزده
زياده از حد خود را تحت فشار نگذار
بهترين چيزها در زمانی اتفاق می افتد که انتظارش را نداری
همگی حالتون خوبه؟
من آرزو هستم.از این به بعد من به جای ایمان آپ میکنم.یعنی خودش ازم خواسته.
راستشو بخواین نمیدونم چش شده به من که چیزی نمیگه.امیدوارم بتونم از عهدش بر بیام و شما خوشتون بیاد.
راستشو بخواین من نمیدونم چی باید بگم ولی خوشحال میشم اگه کمکم کنید تا این وبلاگ همیشه قشنگ بمونه.
دعا هم بکنید ایمان عقلش بیاد سر جاش و خودش آپ کنه.فعلا تا اون موقع من در خدمتتونم.
تا بعد.همتونو دوست دارم![]()
![]()
نمی خواستم اینجوری بشه ولی فعلاً برای مدتی نیستم
شاید بر گردم
همتونو خیلی دوست دارم
راستی ببخشید دیگه من به کسی سر نمی زنم
فقط اگه کسی کارم داشت می تونه به آددیم پ.م بده
اینم آیددیم:
این ها هم گذاشتم حال کنید


دوستون دارم خیلی زیاد
موفق باشیدددددددددددددددددددددددددددد ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
اول از همه یه داستان باهم داشته باشیم ![]()

خوب امیدوارم خوب بوده باشه ![]()

خوب فعلاً عکس دیگه بسه
۱۰ کلام عاشقانه ![]()
نگذار ذهنت بر قلبت حکمرانی کند ...
عشق حقیقی مثل روح است ، افراد زیادی درباره ی آن صحبت می کنند ، ولی تعداد معدودی آن را دیده اند .
کلید قلب ، زندگی و روح من ... همه در دستان اوست . او مالک آن است فقط باید کلید را بچرخاند و بگذارد تا با تمامی شور و عشقم او را در بر گیرم.
زندگی را بی عشق سپری کن غم بزرگی است . اما این تقریبا برابر است با غمی که زندگی را ترک کنی بدون اینکه به کسی که عاشقش هستی بگویی که دوستش دارید .
گاهی در جستجوی چیزی هستید که نمی توانید آن را ببینید .
گاهی قلب چیزی را می بیند که چشم ها قادر به دیدن آن نیستند .
عشقی را داشتن و آن را از دست دادن بهتر از این است که هرگز عشقی نداشته باشی .
اگر زمانی که به تو می اندیشم ، تک گلی بود ، می توانستم تا ابد در باغ افکارم قدم بزنم .
در عشق افتادن مردم به گردن قوه ی جاذبه ی زمین نیست .
در تو خود را گم می کنم ، بی تو خود را باز می یابم و دوباره به دنبال گم شدن ...
دیگه فکر کنم بسه البته یه سوال داشتم منظور از این عکس چیه ؟ خواهشاً حتماً بگید ![]()

راستی یه سوال دیگه کسانی که با اینترنت ایکس پلورر کار می کنن می تونن آهنگه وبلاگه منو گوش کنند ؟ ؟ ؟ ؟ ؟ ![]()
مثله همیشه
موفق باشید ![]()
نظر یادتون نره ![]()
![]()
عشق اونيه که به خاطره اون تموم قانونهاي روزگارو زيرپا مي ذاري و خاطرات شيرين رو جايگزينش مي کني.
عشق اونيه که وقتي خيلي ناراحتي يا دلت مي خواد مث ابر بهاري گريه کني اون ميشه سنگ صبورت و آغوشش مي شه پناهگاهت و شونه هاش تکيه گاهي براي اشکهات.
عشق اونيه که شبها با ياد اون مي خوابي با ياد اون غذا مي خوري ،حتي با ياد اون آهنگ گوش ميدي.
عشق اونيه که شبها قبل از خواب با روياي با او بودن چشماتو روي هم مي ذاري
عشق اونيه که شبها موقع خواب دوست داري سر اون کنار سر تو باشه
عشق اونيه که شبها دستاتو زير بالش يا زير بغلت پنهون مي کني تا کمبود دستاي گرمشو کمتر حس کني.
عشق اونيه که دوست داري بوي عطر بدنش بشه تک تک نفسهات.
عشق اونيه که مي خواي اون بشه مهتاب شبها و خورشيد روشن زندگيت.
عشق اونيه که دلت هميشه بهونه ي اونو مي گيره هر چند مي دوني که گاهي ديدارش ممکن نيست.
عشق ا ونيه که براش بي تابي مي کني و نا خود آگاه بدنت براش مي لرزه.
عشق اونيه که هر جا ميري دوست داري اونم همراهت باشه.
عشق اونيه که هرکجا ميري دوست داري براش سوغاتي بخري حتي اگر نتوني بهش بدي.
عشق اونيه که تمام حرفها و درد و دلت را دوست داري براي اون بگي.
عشق اونيه که تو دوست داري اولين کسي که از پيروزي هات با خبر مي شه اون باشه.
عشق اونيه که هر يادگاري يا دست نوشته اي از اون از دنيا با ارزش ترمي شه برات.
عشق اونيه که موقع درد وقتي اونو مي بيني دردت فراموشت مي شه.
عشق اونيه که به خاطر شنيدن صداش حاضري خيلي از زخم زبونها رو تحمل کني.
عشق اونيه که تو موقع شادي هات دوست داري اونم کنارت بود و سهمي از اين خوشي ها داشت.
عشق اونيه که به اون اختيار تام ميدي تا وارد حريم خصوصي زندگيت بشه.
عشق اونيه که موقع دلتنگيهات مث ابر پر بارون آسمون دلت رو تصاحب مي کنه.
عشق اونيه که براي ديدنش لحظه شماري مي کني.
عشق اونيه که از دوري اون قلم دست مي گيري و هر چه احساسه رو روي يه تيکه کاغذ مي آري.
و عشق اونيه که هيچ وقت نمي توني فراموشش کني.........

راستی بچه ها می خوام یه موضوع دیگه هم به وبلاگم اضافه کنم ولی نیاز به کمک دارم
موضوعه اینه : انسانهایی بر ضد غم و غصه
خواهشاً نظراتونه حتماً بگید
موفق باشید

به پا نخوری زمین حواستو جمع کن . این روزا رو به همه تسلیت می گم
نظر یادتون نره راستی هرکی که به این وبلاگ بیادو نظر نره الهی جیز بیشه
موفق باشید ![]()
http://www.whitewizard.blogfa.com/

بی خیال این چیزا می رم سراغه یه چیز دیگه :
فرصتی برای جبران
لبخند بر لبهای کمرنگ مرد نشست:«اکنون من و توایم و همان خنده و نگاه.حرف بزن.دلم واسه صدات تنگ شده.دو ساله نشنیدمش!»
قطره اشک از صورت زن روی بالش مرد چکید.مرد گفت:«میدونی سحر!؟می خواستم جبران کنم!اما دیگه دیره...میگن قلبم دیگه نمی خواد کار کنه، بی معرفت رفیق نیمه راه شده»
لبهای زن از فرط بغض لرزید.آرام سر بلند کرد.اشک پهنه صورتش را پر کرده بود.
-حمید!به خاطر من زنده بمون!می خوام همه چی رو از نو بسازم.بهم یه فرصت دیگه بده.»و آرام خواند:«ما گرچه در کنار هم نشسته ایم...بار دگر به چشم هم چشم بسته ایم...دوریم هر دو دور...»
پرستار سرم را از دست مرد خارج کرد:«متأسفم!تموم کرد...»
مادربزرگ
مادر بزرگ بی قرار بود.آن شب آخرین شبی بود که او در کنار ما سپری میکرد.فردا قرار بود پدر،او را به خانه سالمندان ببرد.مادر دیگر نمیخواست او در کنار ما باشد.مادربزرگ حرفی نزد فقط به چهره تک تک ما نگاه کرد.او میخواست پیش ما بماند.ساعت از نیمه شب گذشته بود که مادربزرگ به اتاقش رفت.فردا صبح، هرچه صدایش کردیم از خواب بیدار نشد.او همیشه کنار ماست...
امیدوارم ایندفعه خوشحالم کنید . همتون موفق باشید .
پدر: دوست دارم با دختری به انتخاب من ازدواج کنی
پسر: نه من دوست دارم همسرم را خودم انتخاب کنم
پدر: اما دختر مورد نظر من ، دختر بیل گیتس است
پسر: آهان اگر اینطور است ، قبول است
پدر به نزد بیل گیتس می رود و می گوید: برای دخترت شوهری سراغ دارم
بیل گیتس: اما برای دختر من هنوز خیلی زود است که ازدواج کند
پدر: اما این مرد جوان قائم مقام مدیرعامل بانک جهانی است
بیل گیتس: اوه، که اینطور! در این صورت قبول است
بالاخره پدر به دیدار مدیرعامل بانک جهانی می رود
پدر: مرد جوانی برای سمت قائم مقام مدیرعامل سراغ دارم
مدیرعامل: اما من به اندازه کافی معاون دارم!
پدر: اما این مرد جوان داماد بیل گیتس است!
مدیرعامل: اوه، اگر اینطور است، باشد
و معامله به این ترتیب انجام می شود !
من به تو ايمان دارم
به تو باور دارم
تو صدايي
تو هوايي
هواي هجم قلب من
ترنم چشم من
صداي صداقت
دوستت دارم
باور کن
باور کن
من به تو ايمان دارم
من تورا در هجم قلب خود
بهتر از خود ميدانم
تو پرنده
تو پرواز
کوچک مباش
من بزرگ مي خواهمت
من را چه مي خواهي
هرچه خواهي خواهم شد
به انتها قدم خواهم گذاشت
و به ابتدا راه کج خواهي کرد
برو
برو
باور کن
باور کن
من به تو ايمان دارم
...
بازم می گم موفق باشید نظر یادتون نره
شکسته دل تر از آن ساغر بلورينم
که در مـيانۀ خارا کنی زدست رها
* * *
ماهيِ سياه زخمي
در اقيانوس ادراك
گُم شده بود
نشانيِ خانه ي او را
جز مرجان هاي دريايي
نمي دانستند
در عميق ترين نقطه ي اعتماد اين سرزمين
كه هميشه پُر بود
از صدف هاي نازك دلتنگي
پنج راهب را به دار آويخته بودند !
روبروي روزن محجوب ارتباط
جلبك هاي چشم دريده
نشسته بودند
و
با هم فلسفه عشق را
روخواني مي كردند
زندگي
در شاهرگ مُردگان جاري بود ...
* * *
یه داستانک زیبا ***
سیاست یعنی چی ؟
یک روز یه پسره که می خواست انشاء بنویسه از پدرش می پرسه : پدرجان! لطفا برای من بگین سیاست یعنی چی؟پدرش فکری می کنه و می گه : بهترین راه اینه که من برای تو یک مثال در مورد خانواده خودمون بزنم که تو متوجه سیاست بشی ... من حکومت هستم ، چون همه چیز رو در خونه من تعیین می کنم . مامانت دولت هست ، چون کارهای خونه رو اون اداره می کنه . کلفت مون ملت مستضعف و پابرهنه هست ، چون از صبح تا شب کار می کنه و هیچی نداره . تو روشنفکری چون داري درس می خونی و پسر فهمیده ای هستی داداش کوچیکت هم که دو سالش هست ، نسل آینده است .امیدوارم متوجه شده باشی که منظورم چی هست و فردا بتونی در این مورد بیشتر فکر کنی . پسرک نصف شب با صدای برادر کوچکش از خواب می پره . میره به اتاق برادرکوچکش و می بینه زیرش رو کثیف کرده و داره توی گُه خودش دست و پا میزنه . می ره توی اتاق خواب پدر و مادرش و می بینه پدرش توی تخت نیست و مادرش به خواب عمیقی فرورفته و هرکاری می کنه مادرش از خواب بیدار نمی شه .می ره توی اتاق کلفت شون که اون رو بیدار کنه ، می بینه باباش توی تخت کلفت شون خوابیده و داره ترتیب اون رو می ده.می ره و سرجاش می خوابه و فردا صبح از خواب بیدار می شه ... فردا صبح باباش ازش می پرسه : پسرم ! فهمیدی سیاست چیست؟پسر میگه : بله پدر ، دیشب فهمیدم که سیاست چی هست.سیاست یعنی اینکه حکومت ، ترتیب ملت مستضعف و پابرهنه رو میده ، در حالی که دولت به خواب عمیقی فرو رفته و روشنفکر هر کاری می کنه نمی تونه دولت رو بیدار کنه ، در حالی که نسل آینده داره توی گه خودش دست پا می زنه ...
**** اگه یه کلماتی داشت یه ذره خوب نبود واقعاً معذرت می خوام
به امید دیدار
آخه اینم شد زندگی نه اینم شد وبلاگ نویسی با هرکی حرف می زنی از مرگ و ناامیدی و از این جور حرفا صحبت می کنن . آخه نه جونه من اینم شد موضوع حالا بی خیال چندتا شعر کوچیک گذاشتم بخونید و نظر بدهید ( لطفاً ) از همتون مرسی می شم
* * * *
بيا تا گُل برافشانيم و مى در ساغر اندازيم فلك را سقف بشكافيم و طرحی نو دراندازيم
اگر غم لشگر انگيزد كه خون عاشقان ريزد من و ساقی بهم سازيم و بنيادش براندازيم
* * * *
به دست خود درختی می نشانم به پايش جوی آبی می کشانم
کمی تخم چمن بر روی خاکش برای يا د گاری می فشا نم
* * * *
اگر شب مال من بود
ستاره مال تو...!
اگر روزسهم من باشد
خورشید پیشکش ات...!
اما افسوس!
عاشقان تهی دست اند
راستی به شادی خانومم یه سر بزنید ( لطفاً ) البته نظر هم اینجا و هم اونجا یادتون نره ها :
http://www.shadimehrabon.blogfa.com/
حاله نوشتن نداشتم یکسری عکس در هم گذاشتم اگه بد بود دیگه ببخشید .
شماره یک:
شماره دو : 
شماره سه :
شماره چهار :
یه عکسم که یه ذره خشن بود تو ادامه مطلب گذاشتم نظر یادتون نره 
راستی به این آدرسم یه سر بزنید البته نظر یادتون نره موفق باشی
عید چیه ؟ تو می دونی ؟
دقیقا نمی دونم فکر کنم عید قربانه
نه بابا اونکه قبلا بود
آهان عید غدیره خم
پس بهتون تبریک می گم موفق باشید

عشق کوچیکو بزرگ نداره همرو در بر داره
اینم به بهترین دوستم می تونه بره تو هم باشه

به نام خدا خالق انسان . به نام انسان خالق غم ها . به نام غم به وجود اورنده ي اشك ها . به نام اشك تسكين دهنده ي قلب ها . به نام قلب ها ايجاد گر عشق و به نام عشق زيباترين خطاي انسان![]()
بی مزه
عشق رو اد كن . غم رو دليت كن . دروغ رو هك كن . از معرفت كپي بگير . برام اف بذار . و اين اس ام اس رو واسه عزيزترينت سند كن![]()
ديروز : از پذيرفتن خانم هاي بدحجاب معذوريم!!! امروز: از پذيرفتن خانم ها، با شلوار کوتاه معذوريم!!! فردا : خواهشا با شلوار وارد شويد![]()
خوشبخت ترين پسر كسيست كه اولين عشق يه دختر باشد و خوش بخت ترين دختر كسيست كه اخرين عشق يك پسر باشد![]()
نمي دانم تولد چيست؟ فقط ميدانم اجبار است. نمي دانم زندگي چيست؟ فقط ميدانم بيهوده است. نمي دانم عشق چيست؟ فقط ميدانم انها زود گذرند. نميدانم محبت چيست؟ فقط ميدانم در انسانها نيست![]()

ري آغاز دوست داشتن است
گر چه پايان راه ناپيداست
من به پايان دگر نينديشم
که همين دوست داشتن زيباست
سلام به همه مسافراي باغ مهتاب.


![]()
ايمان
شب را شکست بده
از درهای سقوط که فرياد را در خود می کشد ُ بگذر
ايمان تو در تن من سنگينی می کند
فردا وقت رفتن به سوی نور ُ در خلوت خانه من و توست
باغچه ما تنها نمی ماند
شايد حياط خانه خلوت شود
و پنجره هيچ وقت بهار را به خانه نياورد
و فانوس روی طاقچه زمستان را حس نکند
و هميشه خاموش بماند
اما نور هميشه هست
و باغچه ما هچ وقت تنها نمی ماند
بيشتر از يک شب فاصله نيست
شب را شکست بده
سخن را گم کن
راه من به کجا ختم می شود!
در انتهای يک جاده به هيچ!
يک قدم مانده تا مرگ
بيشتر از يک شب فاصله نيست
واژه را معنی کن
سکوت مفهوم ماندن نيست ْ درد تلخ گسستن است
ظلمت چشمانت را به کنار بزن
همه چيز زنده است و زندگی اما......
نه!!
فصل بهار و بهشت تو چند می ارزد؟
يک- دو - سه هزار سال شايد بيشتر
تکرار را در ميان گرفته
صدايی گفت تو را می شنوم
به گوش باش :
حرف را به بهايی شايد توان فروخت
و مهر را
و سوگند را
و وجود را !
اما ايمان را به چه بهايی می فروشی!
25 دقیقه به رفتن
چوبه دار برپا می کنند ، بیرون سلولم
25 دقیقه وقت دارم 25 دقیقه دیگر ، در جهنم خواهم بود
24 دقیقه وقت دارم
آخرین غذای من کمی لوبیاست
23 دقیقه وقت دارم هیچ کس نمی پرسد چه احساسی دارم
22 دقیقه زمان باقی مانده
به فرمانده نامه ای نوشتم ، لعنت خدا به همه آنها
آه.. 21 دقیقه دیگر باید بروم به شهردار تلفن می کنم ، رفته ناهار بخورد
20 دقیقه دیگر وقت دارم
کلانتر می گوید، پسر، می خواهم مردنت را ببینم
19 دقیقه وقت دارم
به صورتش نگاه می کنم و می خندم .. به چشم هایش تف می کنم .
18 دقیقه وقت دارم
رئیس زندان را صدا می زنم تا بیاید و به حرف هایم گوش می دهد .
17 دقیقه وقت دارم
می گوید : یک هفته ، نه ، سه خفته دیگر خبرم کن
حالا فقط 16 دقیقه وقت داری
وکیلم می گوید ، متاًسفانه نتوانستم کاری برایت انجام بدهم
م م م م .. 15 دقیقه وقت باقی مانده است
اشکالی ندارد ، اگر خیلی ناراحتی بیا جایت را با من عوض کن .
14 دقیقه وقت دارم
پدر روحانی می آید تا روحم را نجات دهد
در این 13 دقیقه باقی مانده .
او آتش و سوختن می گوبد ، اما من احساس می کنم که سخت سردم است .
12 دقیقه دیگر وقت دارم
چوبه دار را آزمایش می کنند ، پشتم می لرزد
11 دقیقه وقت دارم
چوبه دار عالی است و کارش حرف ندارد
10 دقیقه وقت دارم
منتظرم که عفوم کنند .. آزادم کنند .
در این 9 دقیقه ای که باقی مانده
اما این که فیلم سینمایی نیست ، بلکه .. خب ، به جهنم
8 دقیقه دیگروقت دارم
حالا از نردبان بالا می روم تا بر سکوی اعدام قرار گیرم
7 دقیقه دیگر وقت دارم
بهتر است حواسم جمع قدم هایم باشد و گرنه پاهایم می شکند
9 دقیقه دیگر وقت دارم
حالا پاهایم روی سکوست و سرم در حلقه دار
5 دقیقه دیگر باقی مانده است
یالا، عجله کنید ، چیزی بیاورید و طناب را ببرید
4 دقیقه دیگر وقت دارم
حالا می توانم تپه ها را تماشا کنم ، آسمان را ببینم
3 دقیقه دیگر باقی مانده
مردن، مردن انسان، به راستی نکبت بار است
2 دقیقه دیگر وقت دارم
صدای کرکس ها را می شنوم.. صدای کلاغ ها را می شنوم
1 دقیقه دیگر مانده است 
و حالا تاب می خورم و می ی ی ی ی ر ر و م م م م م م م م
اگه آهنگی از خواننده ای خواستی من در خدمتم چه ایرانی و چه خارجی ولی خداییش ناشناخته نباشه
هر که به عشق مست شد عاشقی از سر گرفت

عاشق عاشقی باش و دوست داشتن را دوست بدار . از تنفر متنفر باش . به مهربانی مهر بورز با آشتی آشتی کن و از جدایی جدا باش آما آینده رو بساز ... از وضعیت حال لذت ببر
Vase shekoondane ye
. GIRLS : dar 18 salegi mesle tope footballan 22 nafar donbaleshoonan / 28 salegi mesle tope handbalan 10 nafar donbaleshoonan / dar 38 salegi mesle tope golfan 1 nafar donbaleshone /dar 48 salegi mesle tope ping pongan 2 nafar mikham az khodeshon door konan / dar 58 salegi mesle toope jangian hame azashoon farar mikonan!
. ye nafar mire amrikaro kashf mikone , ye nafar mire mari Kuri mishe , ye nafar mire bombe atom misaze ..... toye bichare hamash beshin offato check kon
too in zamoone,connect chegoneh?!!!hame mikhan connect beshan ama geronee,rafte mohabbat, hack shode adat, koja bf, koja gf, koja ye hamdam, goli too donya, login nemishe,file hacko to send bekon, bebin chi mishe, to idiyee man, narafti az yad, idiye man too listete ama che besyar...man raftam az yad...sokote in ghalbe shekastam shode faryad hala vaaaaayy vaaay vay vay
خبرگزاري ما: فقط 8 سال دارد اما در پس نگاه معصومانهاش، چيزي احساس را چنگ ميزند. نگاه غمگينش يا صورت جراحت ديده شايد هم ديدن اشك مادر يا قامت خميده پدرش، نه... شايد آن عروسك كه هنوز در پوشش پلاستيكي جاي دارد و دستي كه نميتواند آن را بگشايد و نگاهي مبهوت به دور دستها ...
