تبليغاتX
Image and video hosting by TinyPic be happy and ...

نمی دونم!

سلام به همه !!!

 

بچه ها ببخشید من به ۲ دلیل دیر به دیر آپ می کنم .!!!

۱-شما اصلاً نظر نمی دید!!

۲-به دلیل اول انگیزم پایین می یاد منم بجای آپ کردن می رم سراغ کار دیگه!!

خداییش کلی عکس باحال دارم ولی نمی خواهید دیگه!! کاریش نمی شه کرد

ولی باز می آپم!!

 

عکس های راننده های ماشین یکسری کشورهای مختلف(زیاده واسه همین بقیه اش در ادامه مطلبه)

 

نظر یادتون نره !!! اگه می خواهید تند تند آپ کنم!!!!


ادامه مطلب
wh!tw!z نوشته شده در پنجشنبه سوم مرداد 1387 توسط

 لينك مطلب      

بازگشت طوفانی!!!!!!

سلام هی من بالاخره برگشتم !!!!
من که خوشحالم شما رو نمی دونم البته بعید می دونم خوشحال باشید!ّ!ّ!ّ!ّ!
ببخشید که نبودم یه سری مشکلات پیش اومده بوددددددد...!ههه
عید نوروزم به همه تبریک می گم(ببخشید که خیلی دیر تبریک گفتم)
مرسی که سر زدید و نظر دادیددددد...!
راستی یکی به اسم سولماز نظر داده ولی هیچ نشونی از خودش نذاشته (این نظری که داده :اصلا وبلاگت جالب نبود مخصوصاً در مورد دخترااااااااااا) در جواب: من فقط واسه شاد کردن این مطالبو می ذارم هیچ قصد توهینی ندارم اگه هم توهین کردم معذرت می خوام .
اگه خیلی هم ... آره ... یه نشونی از خودت بذار تا ... به به به به !!!
می خوام یه حاله اساسی بهتون بدم م م م م...!

سال 3000 به روایت تصویر












بقیه عکس ها در ادامه مطلب
نظر یادتون نره
موفق باشیددددددد...!!!!ههه


ادامه مطلب
wh!tw!z نوشته شده در جمعه بیست و سوم فروردین 1387 توسط

 لينك مطلب      

سلام به همگی ببخشید دیر به دیر می آپم

راستی خواهشاً اینقدر دل گرفته و ناراحت نباشید شاد باشید

یه کم هم نظر بدید که یه دلخوشی داشته باشم

امروز چی بذارم حال کنید

هیچی ندارم

حالا چرا ناراحت می شی واسا برم یه چیزه با حال پیدا کنم!!!!!~~~~

آهان پیدا کردم

اول چند کاریکاتور باحال!!!!

 

و حالا چند روش برای ... خودتون ببینید!!!!!

 

 

 

خوب دیگه بسه

شاد باشید و ~~

همگی موفق باشید!!!!!

wh!tw!z نوشته شده در سه شنبه نهم مرداد 1386 توسط

 لينك مطلب      

خوب حالا!!!!!!

فرق دخترا و پسرا در پول گرفتن از عابر بانک

پسر ها :

با ماشين ميرن به بانک، پارک ميکنن، ميرن دم دستگاه عابر بانک
کارت رو داخل دستگاه ميذارن
کد رمز رو ميزنن، مبلغ درخواستی رو وارد ميکنن
پول و کارت رو ميگيرن و ميرن

دخترها :

با ماشين ميرن دم بانک
در آينه آرايششون رو چک ميکنن
به خودشون عطر ميزنن
احتمالاً موهاشون رو هم چک ميکنن
در پارک کردن ماشين مشکل پيدا ميکنن
در پارک کردن ماشين خيلی مشکل پيدا ميکنن
بلاخره ماشين رو پارک ميکنن
توی کيفشون دنبال کارتشون ميگردن
کارت رو داخل دستگاه ميذارن، کارت توسط ماشين پذيرفته نميشه
کارت تلفن رو ميندازن توی کيفشون
دنبال کارت عابربانکشون ميگردن
کارت رو وارد دستگاه ميکنن
توی کيفشون دنبال تيکه کاغذی که کد رمز رو روش ياداشت کردن ميگردن
کد رمز رو وارد ميکنن
۲دقيقه قسمت راهنمای دستگاه رو ميخونن
کنسل ميکنن
دوباره کد رمز رو ميزنن
کنسل ميکنن
دوست پسرشون رو صدا ميزنن که کد صحيح رو براشون وارد کنه
مبلغ درخواستی رو ميزنن
دستگاه ارور (خطا) ميده
مبلغ بيشتری رو درخواست ميکنن
دستگاه ارور (خطا) ميده
بيشترين مبلغ ممکن در خواست ميکنن
انگشتاشون رو برای شانس رو هم ميذارن
پول رو ميگيرن
برميگردن به ماشين
آرايششون رو توی آينه عقب چک ميکنن
توی کيفشون دنبال سويچ ماشين ميگردن
استارت ميزنن
پنجاه متر ميرن جلو
ماشين رو نگه ميدارن
دوباره برميگردن جلوی بانک
از ماشين پياده ميشن
کارتشون رو از دستگاه عابر بانک بر ميدارن. (حواس نمی‌ذار برای آدم
سوار ماشين ميشن
کارت رو پرت ميکنن روی صندلی کنار راننده
آرايششون رو توی آينه چک ميکنن
احتمالاً يه نگاهی هم به موهاشون ميندازن
مندازن توی خيابون اشتباه
برميگردن
ميندازن توی خيابون درست
پنج کيلومتر ميرن جلو
ترمز دستی رو آزاد ميکنن. (ميگم چرا انقدر يواش ميره)
...

دختر ها و پسر ها چگونه نیمرو درست می کنند

 

دخترها

توی ماهيتابه روغن ميريزن
اجاق گاز زير ماهيتابه رو روشن ميكنن
- تخم مرغها رو ميشكنن و همراه نمك توی ماهيتابه ميريزن
چند دقيقه بعد نيمروی آماده رو نوش جان ميكنن

پسرها

توی كابينتهای بالايی آشپزخونه دنبال ماهيتابه ميگردن
توی كابينتهای پايينی دنبال ماهيتابه ميگردن و بلاخره پيداش ميكنن
ماهيتابه رو روی اجاق گاز ميذارن
توی ماهيتابه روغن ميريزن
توی يخچال دنبال تخم مرغ ميگردن
يه دونه تخم مرغ پيدا ميكنن
چند تا فحش ميدن
دنبال كبريت ميگردن
با فندك اجاق گاز رو روشن ميكنن و بوی سركه همراه دود آشپزخونه رو بر ميداره
ماهيتابه رو ميشورن (بگو چرا روغنش بوی ترشی ميداد!
ماهيتابه رو روی اجاق گاز ميذارن و توش روغن واقعی ميريزن
تخم مرغی كه از روی كابينت سر خورده و كف آشپزخونه پهن شده رو با دستمال پاك ميكنن
چند تا فحش ميدن و لباس ميپوشن
ميرن سراغ بقالی سر كوچه و 20 تا تخم مرغ ميخرن و برميگردن
تلويزيون رو روشن ميكنن و صداش رو بلند ميكنن
روغن سوخته رو ميريزن توی سطل و دوباره روغن توی ماهيتابه ميريزن
تخم مرغها رو ميشكنن و توی ماهيتابه ميريزن
دنبال نمكدون ميگردن
نمكدون خالی رو پيدا ميكنن و چند تا فحش ميدن
دنبال كيسهء نمك ميگردن و بلاخره پيداش ميكنن
نمكدون رو پر از نمك ميكنن
صدای گزارشگر فوتبال رو ميشنون و ميدون جلوی تلويزيون
نمكدون رو روی ميز ميذارن و محو تماشای فوتبال ميشن
بوی سوختگی رو استشمام ميكنن و ميدون توی آشپزخونه
چند تا فحش ميدن و تخم مرغهای سوخته رو توی سطل ميريزن
توی ماهيتابه روغن و تخم مرغ ميريزن
با چنگال فلزی تخم مرغها رو هم ميزنن
صدای گــــــــــل رو از گزارشگر فوتبال ميشنون و ميدون جلوی تلويزيون
سريع برميگردن توی آشپزخونه
تخم مرغهايی كه با ذرات تفلون كنده شده توسط چنگال مخلوط شده رو توی سطل ميريزن
ماهيتابه رو ميندازن توی سينك
دنبال ظرفهای مسی ميگردن
قابلمهء مسی رو روی اجاق گاز ميذارن و توش روغن و تخم مرغ ميريزن
چند دقيقه به تخم مرغها زل ميزنن
ياد نمك ميفتن و ميرن نمكدون رو از كنار تلويزيون برميدارن
چند ثانيه فوتبال تماشا ميكنن
ياد غذا ميفتن و ميدون توی آشپزخونه
روی باقيماندهء تخم مرغی كه كف آشپزخونه پهن شده بود ليز ميخورن
چند تا فحش ميدن و بلند ميشن
نمكدون شكسته رو توی سطل ميندازن
قابلمه رو برميدارن و بلافاصله ولش ميكنن
چند تا فحش ميدن و انگشتهاشون كه سوخته رو زير آب ميگيرن
با يه پارچهء تنظيف قابلمه رو برميدارن
پارچه رو كه توسط شعله آتيش گرفته زير پاشون خاموش ميكنن
نيمروی آماده رو جلوی تلويزيون ميخورن و چند تا فحش ميدن

 

 

موفق باشید !!

wh!tw!z نوشته شده در دوشنبه یازدهم تیر 1386 توسط

 لينك مطلب      

تحول!!!!!!

سلام بچه خوبید ؟
می خوام از این به بعد مطالب بامزه هم تو وبلاگم قرار بدم

اینم اولیش

 شرایط و ویژگی های بچه مثبت

 بچه مثبت قد متوسطي دارد با چشم هاي قهوه اي ( در مواردي چشم روشن هم ديديه شده است )

بچه مثبت فرق باز نمي کند ، ژل نمي زند ، هيچ وقت مدل تيفوسي و تن تني و ... را روي کله اش امتحان نکرده است . موهايش را به يک طرف سرش شانه مي کند و مي خواباند .

 بچه مثبت اگر کوسه نباشد ريش دارد ، اگر اهل ريش زدن باشد عمرآ ريش تنها يا خط ريش باريک يا پازلقي بلند را امتحان نکرده است .

 بچه مثبت پيراهن پارچه اي ساده مي پوشد ، گاهي چهارخانه و راه راه ، گاهي وقتها که غلظت آلاينده خلافش بالا بزند آستين کوتاه هم مي پوشد .

در بيشتر موارد شلوار پارچه اي راسته مي پوشد ، گاهي کتان و در موارد بسيار معدودي شلوار جين . او تا حالا شلوار هفت هشت جيب نپوشيده .

کفش هاي بچه مثبت از همين کفش هاي چرمي مردانه است ، گاهي هم کفش ورزشي مي پوشد ، اما نه در رنگ هاي اجق وجق .

 کمربند مي بندد و ساعت بند چرمي .

بچه مثبت کتاب مي خواند . هفته اي يکي دوتا هم نشريه مي خرد . گاهي وقتها شعر مي گويد يا داستان مي نويسد .

بچه مثبت خلاف نيست . پايش را از محله بيرون نمي گذارد . پاتوقش نه زير چراغ برق است ، نه سالن بدن سازي ، نه کافي نت . خيلي که دست از پا خطا کند مي رود کتابخانه يا ويدئو کلوپ .

کسي به بچه مثبت سيگار تعارف نمي کند ، پيشنهادهاي اين چنيني را هم رد مي کند . علي الاصول اهل خلاف ملاف نيست .

بچه مثبت گاهي عاشق مي شود . عاشق دختر دايي يا دختر خاله اش . از همان اول هم به ازدواج فکر مي کند . بلد نيست نامه عاشقانه بنويسد ، بنابراين از شعر زياد استفاده مي کند .

معدل بچه مثبت الف است . جزوه هايش مرتب و هميشه توي کلاس رديف اول مي نشيند . بچه مثبت فکر م

 

با حال بود نه ؟

نظر بدینا

حالا اینم دومیش

 

دخترا اصلا اين کارا رو نميکنن!!!

۱.دخترا اصلا بيني ها شون رو عمل نمي کنن  

 

۲. هيچ وقت موهاشون رو طلايي نمي کنن مادر زادي مش شده است  

 

4. هيچ وقت به هم ديگه چپ چپ نگاه نمي کنن واز حسودي نمي ترکن  

 

5. تمام طلا جواهراشون اصل اصله  

 

6. هرگز قبل از ازدواج ابر هاشون رو بر نمي دارن عمرا بردارن کي گفته بر مي دارن نه بابا بر نمي

دارن که مرتبش مي کنن  

 

7. بي اجاز ه بابا مامان هيچ وقت بيرون نمي رن  

 

8. به بهانه کتابخونه يا درس خوندن با دوستشون که با يه پسر نمي رن بيرون باورکنين  

  وای اصلاْ این کارارو نمی کنن اصلاْ

و اینهم آخریش برای این پست

 

روش های درس خواندن دختر پسرها

 

دخترها: 

بعضي از اونا واقاً مي خونند وقتي ميرن سر كتاب تا يكي دو ساعت ديگه كلشونو از كتاب بر نمي دارند . عادت دارند زير مطالب كتاب خط بكشند كه بعدا بخونند

 بعضي هاشون هم كه مثلا درس مي خونند كتاب جلوشونه چشمشون هم روي كتابه ولي حواسشون يه جاي ديگست ...

يه عده اي هم هستند كه به بهونه اينكه مشكل دارن زنگ ميزنند خونه دوستشونو دوستشون هم از خدا خواسته حدود يك ساعت و اندي به طوري كه اشك و دود تلفن در مياد براي هم قصه بي بي چساره تعريف مي كنند.

  و اما پسر ها:

يا درس نمي خونند يا وقتي مي خواند بخونند بايد حسش بياد. وقتي حسش مياد كه شب امتحانه ...

 يه كم كه درس  خوندند يه موردي پيش مياد و بهش خيره مي شوند

و به يه چيزي فكر مي كنند بعد انگار كه درس خوندند بلند ميشند ميرن استراحت مي كنند بعد از يك ساعت استراحت دوباره ميرند ميشينند فكر مي كنند . وقتي فكرشون تموم شد كتاب را ورق ميزنند يه كم براندازش ميكنند وزنش مي كنند استخاره مي كنند براي خودشون تقسيمش مي كنند ميگند تا ساعت فلان اينقدر مي خونم تا ساعت فلان اينقدر بعد ميرن استراحت كنند . حين استراحت حسشون  تموم ميشه

حال ندارند برند  بخونند ولي چون مي دونند فردا امتحان دارند پا ميشند ميرند سر كتابشون.

همينجور كه مي خونند هيچي حاليشون نيست چون جاي ديگه فكر مي كنند(لازم به ذكر است كه هيچ وقت در هيچ موقعيتي فكر نمي كنند فقط موقع درس خوندن فكرشون مياد) بعد از نيم ساعت دوباره ميرن استراحت، بعد سه ربع استراحت مي بينند خيلي دير شده .دوباره ميرنند درس بخونند اين بار مي خونند يه چيزايي هم ياد ميگيرند ولي چيزايي كه ياد نمي گيرند را ميذارند كه فردا از دوستاش بپرسند يه كم به معلمشون فحش ميدند مي گند اينارو درس نداده . خلاصه آخرش نميرسند كتاب را تموم كنند فردا ميرند ميبينند كه دوستاشون يه چيزايي مي گند كه تا حالا به گوششون نخورده بعد اعصابشون خرد ميشه اونايي هم كه خونده بودند يادشون ميره به همين سادگي

امیدوارم لذت برده باشید

موفق باشید

wh!tw!z نوشته شده در پنجشنبه دهم خرداد 1386 توسط

 لينك مطلب      

واقعا جالب و باحال

بازم عکس دیگه ببخشید چیزه دیگه ای پیدا نکردم

می بینی دنیا رو!!!!!

ای بابا این چه ...

وای چه باحاله

 

خوب دیگه تموم شد

نظر یادتون نره

موفق باشید!!!

wh!tw!z نوشته شده در سه شنبه یکم خرداد 1386 توسط

 لينك مطلب      

زیبایی

سلام بالاخره من دوباره برگشتم

ایشالا همتون خوب باشید

بچه چیه حالا تا می بینید من نیستم نمی یایید و نظرم نمی دید

بیبینم ایندفعه چی کار می کنید

خوش باشید و موفق !!!

wh!tw!z نوشته شده در دوشنبه سی و یکم اردیبهشت 1386 توسط

 لينك مطلب      

Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic
wh!tw!z نوشته شده در شنبه هشتم اردیبهشت 1386 توسط

 لينك مطلب      

Image and video hosting by TinyPic
wh!tw!z نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم فروردین 1386 توسط

 لينك مطلب      


 
wh!tw!z نوشته شده در جمعه یازدهم اسفند 1385 توسط

 لينك مطلب      


wh!tw!z نوشته شده در جمعه یازدهم اسفند 1385 توسط

 لينك مطلب      


wh!tw!z نوشته شده در جمعه یازدهم اسفند 1385 توسط

 لينك مطلب      


wh!tw!z نوشته شده در جمعه یازدهم اسفند 1385 توسط

 لينك مطلب      

عکس

 

 

 

 

 

 

 

wh!tw!z نوشته شده در پنجشنبه دهم اسفند 1385 توسط

 لينك مطلب      

سلام

سلام به همگی
ببخشید که من به خیلی ها که تو این وبلاگ نظر دادم سر نزدم
اگه بعداً وقت کردم حتماً به همشون سر می زنم
یه چندتایی آپیدم
برید حال کنید
موفق باشید راستی نظر یادتون نره ها
wh!tw!z نوشته شده در یکشنبه ششم اسفند 1385 توسط

 لينك مطلب      

ای کاش

اي كاش رد من را از اين صدا بگيري

تا كه نرفتم از دست دستِ مرا بگيري

فصل نشاء غمهاست ميرابِ اين زمينم

وقت است جوي آبي از چشم ما بگيري

بانو قبول دارم زيباتريني اما رسمش نبود

خود را اين قدرها بگيري

ميترسم از شبي كه اينجا نباشم و

تو ديگر سراغ من را از ناكجا بگيري

تشييع می شوم صبح بر دوش اين خيابان

فردا اگر بيايي بايد عزا بگيري

امشب دوباره شعري از دوريت نوشتم

مانده است روي دستم آنقدر تا بگيري..!
wh!tw!z نوشته شده در یکشنبه ششم اسفند 1385 توسط

 لينك مطلب      

از چه نگرانید؟

در اين زندگي تنها دو مسئله براي نگراني وجود دارد .

شما يا پولدار هستيد يا بي پول .

اگر پولدار هستيد موردي براي نگراني نيست .

اما اگر بي پول هستيد دو مسئله براي نگراني وجود دارد .

آيا شما سالم هستيد يا بيمار ؟

اگر سالم هستيد موردي براي نگراني نيست .

اما اگر بيمار هستيد دو مسئله براي نگراني وجود دارد .

آيا شما زنده مي مانيد يا مي ميريد ؟

اگر زنده مي مانيد که موردي براي نگراني نيست .

اما اگر مي ميريد دو مسئله براي نگراني وجود دارد .

آيا به بهشت مي رويد يا به جهنم ؟

اگر به بهشت مي رويد که موردي براي نگراني نيست .

اما اگر به جهنم مي رويد ، آن قدر سرتان به احوال پرسي با دوستانتان مشغول مي شود که وقتي براي نگران شدن پيدا نمي کنيد ؟

واقعا از چه نگرانيد ؟
wh!tw!z نوشته شده در یکشنبه ششم اسفند 1385 توسط

 لينك مطلب      

دخترا

بيچاره دخترا اگه خوشگل باشن مي گن عجب جيگريه!

اگه زشت باشن مي گن کي اينو مي گيره!

اگه لاغر باشن مي گن چه مردنيه!

اگه مودبانه حرف بزنن مي گن چه لفظ قلم حرف مي زنه!

اگه رک و راست باشن مي گن چه بي حياست!

اگه يه خورده فکر کنن مي گن چقدر ناز مي کنه!

اگه سري جواب بدن مي گن منتظر بود!

اگه تند راه برن مي گن داره مي ره سر قرار!

اگه اروم راه برن مي گن اومده بيرون دور بزنه ول بگرده!

اگه با تلفن کارتي حرف بزنن مي گن با دوست پسرشه!

اگه خواستگارو رد کنه مي گن يکي رو زير سر داره!

اگه حرف شوهرو پيش بکشه مي گن سر و گوشش مي جنبه !

اگه به خودش برسه مي گن دلش شوهر مي خواد مي خواد جلب توجه کنه !

اگه............چکار کنه بميره خوبه؟
wh!tw!z نوشته شده در یکشنبه ششم اسفند 1385 توسط

 لينك مطلب      

چه می دونم ..

سلام به دوستان

ببخشید که دیر به دیر آپ می کنم


همیشه غم انگیزترین و سخت ترین لحظات رو کسی واست می سازه که زیبا ترین و شیرین ترین لحظات رو واست ساخته بود


یه روزی یه روز گاری

حرف بین ما نگاه بود

عشق و نقاشی می کردیم

نقش ما  خورشید و ماه بود

بعد از اون واژه نوشتیم

جملمون ستاره چین بود

مثل دریا آبی بودم

معنی زندگی این بود

سوختم و سوختم و ساختم      هر چی داشتم به پات باختم

کاش تو رو از روز اول                  مثل امروز می شناختم.


انقدر دوست دارم بشنوی خندت می گیره

تو نگاه می کنی و دلم تو چشمات می میره

انقدر دوست دارم دیوونه بازی می کنم

کلکم شاکی نشو من تو رو راضی می کنم.

                               


منم این خسته دل درمانده

به تو بیگانه پناه آورده

منم آن از همه دنیا رانده

در رهت هستی خود گم کرده

از ته کوچه مرا می بینی

می شناسی ام و در می بندی

شاید ای با غم من بیگانه

بر من از پنجره ای می خندی

 

                                    با تو حرفی دارد دل خسته و بیمارم

                                    جز تو ای دور از من از همه بیزارم


اگه سبزم اگه جنگل

اگه ماهی اگه دریا

اگه اسمم همه جا هست

روی لبها  توی کتابا  

اگه رودم رود گنگم

مثل مریم اگه پاکم

اگه نوری به صلیبم

اگه گنجی زیر خاک

واسه تو قد یه بر گم

پیش تو راضی به مرگم

 

اگه پاکم مثل معبد

اگه عاشق مثل هندو

مثل بندر واسه قایق

واسه قایق مثل پارو

اگه عکس چهل ستونم

اگه شهری بی حصار

واسه آرش تیر آخر

واسه جاده یه سوار                

واسه تو قد یه برگم

پیش تو راضی به مرگم

 

اگه قیمتی ترین سنگ زمینم

توی تابستون دستای تو برفم

اگه حرفای قشنگ هر کتابم

برای اسم تو چندتا دونه حرفم

اگه سیلم پیش تو قد یه قطره

اگه کوهم پیش تو قد یه سوزن

اگه تن پوش بلند هر درختم

پیش تو اندازه دگمه ی پیرهن

واسه تو قد یه برگم

پیش تو راضی به مرگم


اینم یک عکس تقدیم به شما دوست داشتنی ها

 


 

اینم یک عکس بی ربط

 

 


دوستون دارم یه عالمه هر چی بگم بازم کمه

موفق باشید

wh!tw!z نوشته شده در چهارشنبه دوم اسفند 1385 توسط

 لينك مطلب      

سلام

آره دیگه حالا من سر نمی زنم شما هم نباید سر بزنید

از دستتون خیلی ناراحتم البته یه چند نفر خیلی با حالن که سر زدند

ببینم می تونید از دلم در بیارید یا نه ( با نظراتون )

""اولین آپ بعد از مدتی""

چه قدر این بانمکه

راستی اینا سایز بزرگه ها می خوای با سایز اصلی ببینی روش کلیک کن

من که خوشم اومده شما چطور ؟

دیگه تموم شد

موفق باشید

 

 

 

wh!tw!z نوشته شده در جمعه بیست و هفتم بهمن 1385 توسط

 لينك مطلب      

گابريل گارسيا مارکز

 

سيزده خط برای زندگی

 

يک

دوستت دارم ... نه به خاطر شخصيت تو

بلکه بخاطر شخصيتی که من در هنگام با تو بودن  پيدا ميکنم  .

 

دو

هيچکس لياقت  اشکهای تو را ندارد

و کسی که چنين ارزشی دارد باعث اشک ريختن تو نميشود .

 

سه

اگر کسی تو را آنطور که ميخواهی دوست ندارد

به اين معنی نيست که تو را با تمام وجودش دوست ندارد .

 

چهار

دوست واقعی کسی است که دستهای تو را بگيرد

ولی فلب تو را لمس کند .

 

پنج

بدترين شکل دلتنگی برای کسی آن است

که در کنار او باشی  و بدانی که هرگز به او نخواهی رسيد .

 

شش

هرگز لبخند را ترک نکن

حتی وقتی ناراحتی ...

چون هر کس امکان دارد عاشق لبخند تو شود .

 

هفت

تو ممکن است در تمام دنيا فقط يک  نفر باشی ...

ولی برای بعضی افراد تمام دنيا هستی .

 

هشت

هرگز وقتت را با کسی  که حاضر  نيست وقتش را با تو بگذراند  . نگذران .

 

نه

شايد خدا خواسته است که ابتدا بسياری از افراد نامناسب را بشناسی

و سپس شخص مناسب را  ...

به اين ترتيب وقتی او را يافتی ، بهتر می توانی شکر گذار باشی .

 

ده

 

به چيزی که گذشت غم مخور

به آنچه پس از آن آمد لبخند بزن .

 

يازده

هميشه افرادی هستند که تو را می آزارند

با اين حال همواره به ديگران اعتماد کن

و فقط مواظب باش  که به کسی که تو را آزرده  دوباره اعتماد نکنی

 

دوازده

خود را به فرد بهتری تبديل کن و مطمئن باش

که خود را می شناسی قبل از اينکه شخص ديگری را  بشناسی

و انتظار  داشته باشی  او تو را بشناسد .

سيزده

زياده از حد خود را تحت فشار نگذار

بهترين چيزها در زمانی اتفاق می افتد که انتظارش را نداری

wh!tw!z نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم بهمن 1385 توسط

 لينك مطلب      

سلام

سلام.

همگی حالتون خوبه؟

من آرزو هستم.از این به بعد من به جای ایمان آپ میکنم.یعنی خودش ازم خواسته.

راستشو بخواین نمیدونم چش شده به من که چیزی نمیگه.امیدوارم بتونم از عهدش بر بیام و شما خوشتون بیاد.

راستشو بخواین من نمیدونم چی باید بگم ولی خوشحال میشم اگه کمکم کنید تا این وبلاگ همیشه قشنگ بمونه.

دعا هم بکنید ایمان عقلش بیاد سر جاش و خودش آپ کنه.فعلا تا اون موقع من در خدمتتونم.

تا بعد.همتونو دوست دارم

 

wh!tw!z نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم بهمن 1385 توسط

 لينك مطلب      

bye ..

سلام

نمی خواستم اینجوری بشه ولی فعلاً برای مدتی نیستم

شاید بر گردم

همتونو خیلی دوست دارم

راستی ببخشید دیگه من به کسی سر نمی زنم

فقط اگه کسی کارم داشت می تونه به آددیم پ.م  بده

اینم آیددیم:

whitewizard_1991@yahoo.com

این ها هم گذاشتم حال کنید

 

دوستون دارم خیلی زیاد

موفق باشیدددددددددددددددددددددددددددد

wh!tw!z نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم بهمن 1385 توسط

 لينك مطلب      

چه می دونم !!!!!!!

سلام به همگی . خوبید  ؟ ؟ ؟ ؟ ؟ ؟ از نظراتون متشکرم راستی یادمه یکی گفته بود عکس زیاد نذار ولی نمی شه نذارم برای همین تعداد پست تو صفحه ی اصلی رو کردم ۲ تا .

اول از همه یه داستان باهم داشته باشیم

خوب امیدوارم خوب بوده باشه

خوب فعلاً عکس دیگه بسه

۱۰ کلام عاشقانه

نگذار ذهنت بر قلبت حکمرانی کند ...

 عشق حقیقی مثل روح است ، افراد زیادی درباره ی آن صحبت می کنند ، ولی تعداد معدودی آن را دیده اند .

کلید قلب ، زندگی و روح من ... همه در دستان اوست . او مالک آن است فقط باید کلید را بچرخاند و بگذارد تا با تمامی شور و عشقم او را در بر گیرم.

زندگی را بی عشق سپری کن غم بزرگی است . اما این تقریبا برابر است با غمی که زندگی را ترک کنی بدون اینکه به کسی که عاشقش هستی بگویی که دوستش دارید .

گاهی در جستجوی چیزی هستید که نمی توانید آن را ببینید .

گاهی قلب چیزی را می بیند که چشم ها قادر به دیدن آن نیستند .

عشقی را داشتن و آن را از دست دادن بهتر از این است که هرگز عشقی نداشته باشی .

اگر زمانی که به تو می اندیشم ، تک گلی بود ،  می توانستم تا ابد در باغ افکارم قدم بزنم .

در عشق افتادن مردم به گردن قوه ی جاذبه ی زمین نیست .

در تو خود را گم می کنم ، بی تو خود را باز می یابم و دوباره به دنبال گم شدن ...

 

دیگه فکر کنم بسه البته یه سوال داشتم منظور از این عکس چیه ؟ خواهشاً حتماً بگید

 

راستی یه سوال دیگه کسانی که با اینترنت ایکس پلورر کار می کنن می تونن آهنگه وبلاگه منو گوش کنند ؟ ؟ ؟ ؟ ؟

مثله همیشه

موفق باشید

نظر یادتون نره

 

wh!tw!z نوشته شده در شنبه چهاردهم بهمن 1385 توسط

 لينك مطلب      

...

سلام به همگی امیدوارم خوب باشید





موفق باشید

wh!tw!z نوشته شده در جمعه سیزدهم بهمن 1385 توسط

 لينك مطلب      

عشق ....!!!؟؟!؟!؟!؟!؟!

سلام به تو ای دوسته من خوبی ؟ چه خبراً ؟ بی خیال . اینم یه آپه دیگه . لذت ببرید راستی تورو خدا از غم و غصه دیگه حرف نزنید . راستی از فردا آهنگه وبلاگو عوض می کنم سعی می کنم شاد ترش کنم

مثله همیشه موفق باشید



عشق اونيه که تو آسمون دلت بهترين ستاره تو به نام اون مي کني


عشق اونيه که به خاطره اون تموم قانونهاي روزگارو زيرپا مي ذاري و خاطرات شيرين رو جايگزينش مي کني.


عشق اونيه که وقتي خيلي ناراحتي يا دلت مي خواد مث ابر بهاري گريه کني اون ميشه سنگ صبورت و آغوشش مي شه پناهگاهت و شونه هاش تکيه گاهي براي اشکهات.


عشق اونيه که شبها با ياد اون مي خوابي با ياد اون غذا مي خوري ،حتي با ياد اون آهنگ گوش ميدي.


عشق اونيه که شبها قبل از خواب با روياي با او بودن چشماتو روي هم مي ذاري


عشق اونيه که شبها موقع خواب دوست داري سر اون کنار سر تو باشه


عشق اونيه که شبها دستاتو زير بالش يا زير بغلت پنهون مي کني تا کمبود دستاي گرمشو کمتر حس کني.


عشق اونيه که دوست داري بوي عطر بدنش بشه تک تک نفسهات.


عشق اونيه که مي خواي اون بشه مهتاب شبها و خورشيد روشن زندگيت.


عشق اونيه که دلت هميشه بهونه ي اونو مي گيره هر چند مي دوني که گاهي ديدارش ممکن نيست.


عشق ا ونيه که براش بي تابي مي کني و نا خود آگاه بدنت براش مي لرزه.


عشق اونيه که هر جا ميري دوست داري اونم همراهت باشه.


عشق اونيه که هرکجا ميري دوست داري براش سوغاتي بخري حتي اگر نتوني بهش بدي.


عشق اونيه که تمام حرفها و درد و دلت را دوست داري براي اون بگي.


عشق اونيه که تو دوست داري اولين کسي که از پيروزي هات با خبر مي شه اون باشه.


عشق اونيه که هر يادگاري يا دست نوشته اي از اون از دنيا با ارزش ترمي شه برات.


عشق اونيه که موقع درد وقتي اونو مي بيني دردت فراموشت مي شه.


عشق اونيه که به خاطر شنيدن صداش حاضري خيلي از زخم زبونها رو تحمل کني.


عشق اونيه که تو موقع شادي هات دوست داري اونم کنارت بود و سهمي از اين خوشي ها داشت.


عشق اونيه که به اون اختيار تام ميدي تا وارد حريم خصوصي زندگيت بشه.


عشق اونيه که موقع دلتنگيهات مث ابر پر بارون آسمون دلت رو تصاحب مي کنه.


عشق اونيه که براي ديدنش لحظه شماري مي کني.


عشق اونيه که از دوري اون قلم دست مي گيري و هر چه احساسه رو روي يه تيکه کاغذ مي آري.


و عشق اونيه که هيچ وقت نمي توني فراموشش کني.........


راستی بچه ها می خوام یه موضوع دیگه هم به وبلاگم اضافه کنم ولی نیاز به کمک دارم

موضوعه اینه : انسانهایی بر ضد غم و غصه 

خواهشاً نظراتونه حتماً بگید 

موفق باشید   

wh!tw!z نوشته شده در سه شنبه دهم بهمن 1385 توسط

 لينك مطلب      

چه جلب!!؟؟

 

به پا نخوری زمین حواستو جمع کن . این روزا رو به همه تسلیت می گم

نظر یادتون نره راستی هرکی که به این وبلاگ بیادو نظر نره الهی جیز بیشه

موفق باشید

wh!tw!z نوشته شده در شنبه هفتم بهمن 1385 توسط

 لينك مطلب      

مثله همیشه ...!!!؟؟؟

سلام به همه ی دوستان . خوبید ؟ زیاد حرف نمی زنم توضیحم نمی دم . خودتون ببینید راستی به این وبلاگ حتماً سر بزنید . ناراحت می شم اگه سر نزنی :

http://www.whitewizard.blogfa.com/         

                  

بی خیال این چیزا می رم سراغه یه چیز دیگه :

فرصتی برای جبران

لبخند بر لبهای کمرنگ مرد نشست:«اکنون من و توایم و همان خنده و نگاه.حرف بزن.دلم واسه صدات تنگ شده.دو ساله نشنیدمش!»

قطره اشک از صورت زن روی بالش مرد چکید.مرد گفت:«میدونی سحر!؟می خواستم جبران کنم!اما دیگه دیره...میگن قلبم دیگه نمی خواد کار کنه، بی معرفت رفیق نیمه راه شده»

لبهای زن از فرط بغض لرزید.آرام سر بلند کرد.اشک پهنه صورتش را پر کرده بود.

-حمید!به خاطر من زنده بمون!می خوام همه چی رو از نو بسازم.بهم یه فرصت دیگه بده.»و آرا